X
تبلیغات
نسیم بهشت


























نسیم بهشت

یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم

« لَبَّیکَ اللهُمَّ لَبَّیکَ ، لَبَّیکَ لاشَریکَ لکَ لَبَّیکَ ..

السلام علیک یا ولی عصر(عج) روحی فداک


با عرض سلام و ادب

دوستان توفیق حاصل شد مدتی را در کنار حرم امن الهی و در جوار معبود باشم آخر هفته عازم خانه خدا هستم و دعاگوی شما عزیزان

اگر توفیق بود به شرط حیات در ماه مبارک رمضان با کوله باری از معرفت جهت بندگی حضرت حق و خادمی دستگاه اهل بیت عصمت و طهارت علیه السلام خدمت خواهم رسید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم




التماس دعا

~ نوشته شده در دوشنبه 1392/02/30 ~ ساعت 9:29 قبل از ظهر ~ توسط علی ~

دعای صنمی قریش چه دعایی است؟


توضيح «صنمي قريش» دو بت قريش

اللهم العن صنمي قريش
خدايا صنمي قريش (دو بت قريش) را لعنت فرما.

مناجات امير مؤمنان در قنوت نماز شب

ابن عباس نقل مي‌كندکه اميرالمؤمنين در قنوت نماز شبشان هر شب اين دعا را مي‌خواندند تا به تمام شيعيان ياد دهند كه بايد اين دعا تا روز قيامت بر زبان هر شيعه‌اي جاري باشد.اللهم العن صنمي قريش و ... .


اين دعا 84 فراز دارد.

اولي ودومي ، دو بت قريش اَللهُمَّ الْعَنْ صَنَمَيْ قُرَيْشٍ وَ جِبْتَيْها وَ طاغُوتَيْها وَ اِفْكَيْها وَ اِبْنَتَيْهِما 

زماني كه عبارت «و جِبْتَيْها» آورده مي‌شود، طاغوت و افك را هم در بر مي‌گيرد و در جايي كه «اِفْكَيْها» آورده مي‌شود در بطن «افك» جبت و طاغوت وجود دارد. «اِبْنَتَيْهِما» نيز اشاره به آن دو دختر ملعونه و پليدشان دارد. براي آنكه با معناي صنمي (دو بت) قريش آشنا شويم به چند حديث اشاره مي كنيم:

الف) عن عبد العظيم مثله بيان يعني باللات و العزى صنمي قريش أبابکروعمر 

ب) « الصّنم الذي كان الرّجلان يعبدانه فاستخرجه اميرالمومنين و كسره »

(صنم آن بتي است كه آن دو مرد مي‌پرستيدند و اميرالمومنين آن را خارج كرده و شكست)
آري قلب ما گوري است كه ع ُ م َ ر در آن خوابيده است كه مي‌خواهيم اين ملعون را از درونمان بيرون آورده و آتش بزنيم. دقيقا همان كاري كه حضرت در زمان ظهور جهاني خود انجام مي‌دهند. ما نيز بايد براي ظهور فردي در درون خودمان چنين كنيم.

ج) « الصَّنَمان الْمَلعونان هُ ما الفَحشاء و المُنكَر »

حضرت صادق(ع) فرموده‌اند هر خوني كه تا روز قيامت ريخته مي‌شود در حساب آن ملعون نوشته مي‌شود و همچنين فرموده‌اند اگر آن اولي و دومي اين فتنه را به پا نكرده بودند تا قيامت در عالم، عمل زنا صورت نمي‌گرفت و هر عمل زنا كه انجام گيرد در پروندة آن دومي ثبت مي‌شود .[5][5]

 

«دعای عظیم الشّأن صَنَمَی قریش»

در کتاب بحارالأنوار جلد ۸۵، صفحه ۲۴۰ از مصباح کفعمی نقل شده است که دعای صنمی قریش دعائی عظیم الشأن و بلند منزلت است و از اسرار مشلکه و بهترین اذکار است.شیخ بزرگوار تقیّ الدین ابراهیم عامِلی کفعمی در حاشیه کتاب شریف «المصباح» می فرماید:این دعائی است عظیم الشّأن و رفیع المنزلة که ابن عبّاس آن را از مولای ما امیرالمؤمنین(علیه السلام) روایت نموده است، و این دعاء از غوامض اسرار و کرائم اوراد امیرالمؤمنین(علیه السلام) است که آن حضرت در روز و شب و وقت سحر بدان مواظبت می فرمودند، و آن را در قنوت نماز می خواندند و می فرمودند: کسی که این دعا را بخواند همانند کسی است که در خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) در جنگ بدر، اُحد، و حُنَین یک میلیون تیر به سوی دشمن افکنده باشد.متن کامل دعای شریف با ترجمه آن این است:

 

‌أللَّهُـمَّ صَـلِّ عَـلی مُـحَمَّـدٍ وَ آلِ مُحَـمَّـدٍ‌ أللَّهُمَّ العَـن صَنَمي 
خداوندا درود بفرست بر محمّد و آل محمّد(صلی الله علیه وآله وسلم) و لعـنت کن دو بـت


قُرَیشٍ وَجِبتَیهَا وَ طاغُـوتَیها وَ إفکَـیها وابنَـتَیهِمَا اللَّذَینِ
قریش(ابوبکر و عمر) و دو مشرک آنرا، و دو سرکرده ضلالت را، و آن دو دروغ پرداز را،

دختر آنان (عایشه و حفصه) را،

خالَفا أمرَکَ وَ أنکَرا وَحـیَکَ وَ جَـحَدا إنعـامَکَ وَ عَـصَیا
آن دو نفری که فرمانت را زیر پا نـهادند، و وحی تو را نپـذیـرفتند، و نعـمت رسولت را
انکار کردند، و نافرمانی

رَسِولَکَ وَ قَـلَّبا دینَکَ وَ حَرَّفا کِتابَکَ وَ عَـطَّلا أحکامَکَ
پیامبرت را کردند، و دینت را واژگون نمودند، و قـرآنـت را تحـریف کردند، و احکام تو را
بی ثمر گذاردند

وَ أبطَلا فَـرائِضَکَ وَ اَلحَدا في آیاتِکَ وَعـادَیا اَولِیائِکَ وَ
و تـباه کردند احـکام واجـب تو را، و از درستیزگی با آیاتت برآمدند، و دشمنی کردند
با دوستانت

والَیا أعدائَکَ وَخَرَّبا بِلادَکَ وَأفـسَداعِبادَکَ.‌أللَّهُمَّ العَـنهُما
و دوستی کردنـد با دشمـنانـت، و شهـرهـای تو را ویـران ساخـتند، و بـندگانت را به فساد کشاندند، خدایا لعنت کن آن دو

وَأتباعَـهُما وَاَولِیآءَهُما وَاَشیاعَهُما ومُحِبّیهِما فَـقَـد أخرَبا
و پیروانشان و یارانشان و گرویدگان به آندو و دوستانشان را،زیرا آندو ویران ساختند

بَیتَ الـنـُّبـُوَّةِ وَرَدَما بابَهُ وَنَقَـضا سَقـفَهُ وَ ألحَـقا سَـمـآئَهُ
خانه وحی را، و در آن را کاملاً بستند، و شکست سقف آن را، و آنرا زیر و رو کردند،

بِأرضِهِ وَعالِیهُ بِسافِـلِهِ وَ ظاهِرَهُ بِباطِـنِهِ وَأستَاصَلا أهلَهُ
و بالا و پایین آن را یکی کردند، و ظاهـر و باطنش را ویران کردند، و اهـل آن را از بیخ
برانداختند

وَ أبادا أنصارَهُ وَ قَتَلا أطفالَهُ وَ أخلَیا مِنبَرَهُ مِن وَصِیِّهِ وَ
و یاوران آن را هلاک کردند، و کودکانـشان را کشتند، و منبر نبوت را از وصیّ نبی و

وارِثَ عِلمِهِ وَجَحَدا إمامَتَهُ وَأشرَکا بِرَبِّهِما فَعَـظِّم ذَنبَهُما
وارث پـیـامبر، تـهی کردند، و انـکـار کردند امـامت وصیّ پیامبر را، و مـشرک به خدا شدند، پس خدایا گناه آن دو را بزرگ شمار

وَ خَلِّدهُـما في سَقَرٍ وَ ما أدراکَ ما سَقَـرٍ لاتُبقي وَ لاتَذَر.
و برای همیشه در جهنم سقر جایشان بده، جهنمی که بندگان نمی توانند شدت
عذابش را درک کنند، جهنمی که نه چیزی را باقی میگذارد و نه رها میسازد.

‌أللَّهُمَّ العَـنهُم بِعَـدَدِ کُلِّ مُنکَرٍ أتَوهُ وَ حَقٍّ أخفَـوهُ وَ مِـنـبَرٍ
خدایا آن دو و پیروانشان را به عـدد هـر کار نـاروایی که انجام دادند لـعنـت کن، و به عدد هر حقی که مخفی داشتند، و هر منبری که

عَلَوهُ وَ مُؤمِنٍ أرجَوهُ وَ مُنافِقٍ وَلَّوهُ وَ وَلِّيٍ آذَوهُ وَطَـریدٍ
به ظلـم بر آن بالا رفتند، و هر مـؤمنی که تبعیدش کردند، و هر مـنـافقی که به کار
گماردند، و هر دوست خدا که آزردند، و هر تبعید شده ای که

آوَوهُ وَ صادِقٍ طَـرَدُوهُ وَ کافِـرٍ نَصَـرُوهُ وَ إمامٍ قَهَـرُوهُ وَ
پناهش دادند، و هر راستـگویی که راندند، و هر کـافری که یـاری کردنـد، و هـر امام
بر حقی که مقهورش کردند

فَرضٍ غَـیَّرُوهُ وَ أثَرٍ أنکَرُوهُ وَ شَرٍّ آثَرُوهُ وَ دَمٍ أراقـُوهُ وَ
هر واجبی که آن را تـغیـیر دادند، و هـر دلیلی که انکـارش کردنـد، و هـر امر زشتی
که اختیار کردند، و خون هایی که به ناحق ریختند و

خَبرٍ بَدَّلُوهُ وَ کُفـرٍ نَصَبوه وَ إرثٍ غَصَبُوه وفَيءٍ اقتَطَعُوهُ
هر کار نیکی که آن را عوض کردند، و هر کـفـری که به پا داشتند، و هر ارثـی که به
زور گرفتند، و هر غنیمتی که به ناحقّ ملک خود ساختند

وَ سُحتٍ أکَلُوهُ وَ خُمسٍ أستَحَلُّوهُ وَ باطِلٍ أسَّسُوهُ وَ جَورٍ
و هر مال حـرامـی که خوردند، و هـر خمسی که برای غـیر اهـلش حـلال شمردند، و هر خلاف واقعی که اساس آن را نهادند، و هر ستمی که

بَسَطُـوهُ وَ نِـفاقٍ أسَرُّوهُ وَغَـدرٍ أضمَرُوهُ  وَ ظُـلمٍ نَشَـرُوهُ
گسترش دادند، و هر نـفـاقی که پنهان داشتند، و هر نیرنگی که انجـامش را به دل
گرفتند، و هر ستمی که آن را پراکندند

وَ وَعدٍ أخلَفُـوهُ وَ أمانٍ خانُـوه وَ عَهـدٍ نـَقَـضُـوهُ وَ حَـلالٍ
و وعده هایی که بدان وفا نکردند، و امان دادنی که خیانت کردند، و پیمان هایی که
شکستند، و حلال هایی که

حَرَّمُوهُ وَحَرامٍ أحَلُّوهُ وَ بَطنٍ فَتَّقُوهُ جَنینٍ أسقَطُوهُ وَضِلعٍ
تحریم نمودند، و حرام هایی که حـلال کردند، و پهـلوهایی که شکافتند، و جـنـینی
که سبب سقط آن شدند و استخوانی که

دَقُّوهُ وَ صَکٍّ مَزَّقُـوهُ وَ شَملٍ بَدَّدُوهُ وَعَـزیزٍ أذَلُّوهُ وَ ذَلیلٍ
شکستند، و هر سندی که آن را دریدند، و هر اجتماعی که پـراکندند، و هر عـزیـزی
که خوارش کردند، و هر خواری که

أعَزُّوهُ وَ حَقٍّ مَنَعُـوهُ وَ کِذبٍ دَلَّسُوهُ وَ حُکمٍ قَلَّبُوهُ وَ إمامٍ
عـزت بخـشیـدند، و هر حـقی کـه از صـاحبانش باز داشتند، و هر دروغـی که آن را راست جلوه دادند، و هر حکمی که آن را وارونه کردند، و هر امامی که

خالَفُوهُ.أللّهُمَّ العَـنهُم بِکُلِّ آیَةٍ حَرَّفُـوها وَ فَریضَةٍ تَرَکُوها
مخالـفـتش کردند، خدایا لـعـنـت کن آنان را به عـدد هـر آیه ای که آن را تغییر دادند،
و هر واجبی که آن را ترک کردند

سُنَّةٍ غَیَّرُوها وَ رُسُومٍ مَنَعُـوها وَ أحکامٍ عَطَّلُوها وَ بَیعَةٍ
و هـر روش پـسندیده ای که تغیـیرش دادند، و نشـانه های روشنی که جلـوگیـرش
شدند، و احکامی که بی نتیجه گردانیدند، و هر بیعتی که

نَکَـثـُوها وَ دَعـوَی أبطَــلُوها وَ بَـیـِّنَةٍ أنکَـرُوها وَ حـیـلَةٍ
آن را شکستند،و هر ادعای حقی که آن را نپذیرفتند، و هر شـاهد عادلی که انکار
آن کردند، و هر نیرنگی که

أحـدَثـُوها وَ خِـیانَةٍ أورَدُوها وَ عَـقـَبَةٍ إرتَـقُـوهـا وَ دِبابٍ
آن را اخـتـراع کردند، و هر خیـانـتی که وارد دیـن کردند، و هر گردنه ای که بالای آن
رفتند(برای کشتن پیامبر"ص") و مشک های خشکی که

دَحرَجُوها وَأزیافٍ لَزِمُوها وَ شَهـاداتٍ کَتَمُـوها وَ وَصِـیَّةٍ 
آن را غلطاندند، و هر تـقلبی که مـقیّد به او بودند، و هـر امـری که شاهد آن بودند،
و هر وصیتی که

ضَیَّعُوها.أللّهُمَّ العَنهُما في مَکنُونِ السِّرِ وَ ظاهِرِ العَلانِیَةِ
آن را تضییع نمودند. خـدایـا لـعنـت کن آن دو (عـمر و ابوبکر"لعنة الله علیهما") را در
پنهان نهان و آشکار ظاهر

لَعـناً کَثـیـراً أبَـداً دائـماً دآئِـباً سَرمَـداً لا إنقِـطاعَ لِأمَـدِهِ وَ
لعنتی زیاد، پیوسته، مدام، بی ابتدا و بی انتها، لعنتی که زمانـش پایانی ندارد و

لا نَـفـادَ لـِعَـدَدِهِ لَعــناً یَغـدُو أوَّلُهُ وَ لایـَرُوحُ آخِـرُهُ لَهُم وَ
عددش را انتـهـایی نیست، لـعـنـتی که آغـازش را صـبحی باشد ولی انجامـش را
شبی نباشد، لعنت تو باد بر آنان و

لِأعـوانِهِم وَ أنصارِهِم وَ مُحِبّیهُم وَ مُوالیهِم وَ المُسَّلَمینَ
یارانـشان و مـدد کـارانشـان و دوسـتـانـشان و مـرتـبطین با آنان و کسانی که خود
را در اختیار آنان گذاشته اند

لَهُـم وَ المـآئِلـینَ إلَـیهِـم وَ النَّـاهِـضـیـنَ بِـاحـتِجـاجِهِـم وَ
و به آنان مـایـلنـد، و کـسـانی که ادعــاهـای بی اسـاس آنــان را عَــلَــم کـردنـد، و

الـمُــقـتـَدیـنَ بِکَـلامـِهـِـم وَ الـمُــصــَدِّقـیـنَ بِـأحکـامِـهِـم.
پـیـروی کـردنـد از سخـنـان آنان، و قــضـاوت هــای بـاطـل آنـان را تـصـدیق نـمـودند.

 

ثُمَّ قُل أربَعَ مَرّاتٍ:
سپس چـهـار مـرتـبـه بگو:

 

ألـلـّهُـمَّ عَــذِّبـهُـم عَــذابـاً یَـسـتَـغـیـثُ مـِنـهُ أهـلُ الـنّـارِ.
آمینَ رَبَّ العالَمینَ.
خداوندا عذاب فرما آنانرا،عذابی که استغاثه وفریاد اهل آتش ازآن عذاب بلندست.

آمین رب العالمین.



کد قرائت دعای فوق نیز که توسط برادرمان جناب صمد علیزاده ارسال شده

در ذیل می آورم در صورت تمایل استفاده نمائید

http://uploadyar.com/s1/13676897031.mp3

***************

التماس دعا


~ نوشته شده در یکشنبه 1392/02/15 ~ ساعت 9:33 قبل از ظهر ~ توسط علی ~


السلام علیک یا ولی عصر (عج) روحی فداک

خنده هاي خاک آلود


اشـک هـایـم خــبـر از دردِ مــداوم دارد
دلِ من سمتِ کسی شیبِ ملایم دارد

بر لبم خنده ی تلخی ست ولی می دانی
پشتِ این خـنده کـسی گریه ی قـایم دارد

خنده ات حافظه ی چشمِ مرا پر کرده ست
صـفـحه ی قـلب من از چهره ی تو تـِـم دارد

صفِ مژگان سیه پوش و شبی بارانی
حـرمِ چـشمِ تـو یک عـالَمه خـادم دارد

مـوجِ زلـفِ تو خـداوندِ مرا ثابت کرد
نظمِ گیسوی پریشانِ تو ناظم دارد

این غزل فرصتِ خوبی ست برای توبه
بـیـت هایـم خـبـر از یـک دلِ نـادم دارد

شعرم آشفته و گنگ است ولی انصافا
مـعـنـی و قـافـیـه و قـالـبِ سـالـم دارد

دوش در عـالمِ رویـام به سـعدی گفتم
شاعری کارِ شما نیست عمو! لِم دارد

غزلم بابِ دلت نیست، خودم می دانم
گـفـتنِ شـعر کـمی حـوصـله لازم دارد

پادشاهی تو! بزن تکیه به تختِ غزلم

شهرِ شعرِ من از این ثانیه حاکم دارد

طلبه فاضل محمد عابدینی

التماس دعا

~ نوشته شده در جمعه 1392/02/13 ~ ساعت 3:41 بعد از ظهر ~ توسط علی ~

السلام علیک یا ولی عصر(عج) روحی فداک
آقا جان قلب شیعه خون است این روزها آیا وقتش نشده است بیایی فدای قدومت


تروریست‌ها در سوریه با نبش قبر حجر بن عدی در ریف دمشق و انتقال بقایای وی به مکانی نامعلوم،  کینه خود به صحابه رسول خدا را نشان دادند.

روز پنجشنبه پایگاه‌های خبری مختلفی اقدام به انتشار خبر و تصاویر اقدام تروریست‌ها در نبش قبر حجر بن عدی کردند.

 

حجر بن عدی یکی از برجسته‌ترین مسلمانان در زمان پیامبر اسلام و حضرت علی علیه السلام بوده است.

تروریست‌ها و تکفیری‌هایی که هم اکنون در سوریه در حال فعالیت هستند، تصاویر این اقدام خود را در فیسبوک منتشر کرده و زیر یکی از تصاویر نوشتند: این مقام حجر بن عدی الکندی است که یکی از زیارتگاه‌های شیعیان در عدرا بوده و قهرمانان ارتش آزاد اقدام به نبش قبر کرده و وی را در مکان مجهول دیگری دفن کردند چون این مکان به یکی از مکان‌های شرک به خداوند تبدیل شده بود.

 

حجر بن عدی کندی در نوجوانى همراه برادرش «هانى بن عدى» به حضور پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) شرفیاب شد و به آئین اسلام گروید.

وی در سال 51 یا 53 هجری به دستور معاویه بن ابی‌سفیان به شهادت رسید و در منطقه «عدرا» در نزدیکی دمشق به خاک سپرده شد. 

 

مرقد صحابی گرانقدر حجر بن عدی قبل از تخریب

~ نوشته شده در جمعه 1392/02/13 ~ ساعت 10:1 قبل از ظهر ~ توسط علی ~

السلام علیک یا بقیه الله یا ولی عصر(عج) روحی فداک

همواره در برابر لیلی جنون کم است
شیرین اگر تویی به خدا بیستون کم است

تنها دلیل کثرت شاعر تویی، ولی
هر قدر شعر گفته شده تا کنون، کم است

من آمدم که یک شبه شاعر شوم تو را
اما برای وصف تو، عمر قرون کم است  
   
من آه می کشم که چه می خواهی از دلم
باور مکن کشیدن آه از درون کم است

کاری کن ای عزیز، زلیخا شود دلم
یوسف اگر تویی، جگر غرق خون کم است
سید حمید رضا برقعی

ای نگاهت از شب ِ باغ ِ نظر، شیرازتر
دیگران نازند و تو از نازنینان، نازتر

چنگ بردار و شب ما را چراغان کن که نیست
چنگی از تو چنگ تر، یا سازی از تو سازتر

قصۀ گیسویت از امواج ِ تحریر ِ قمر
هم بلند آوازه تر شد، هم بلند آوازتر

گشته ام دیوان حافظ را ولی بیتی نداشت
چون دو ابروی تو از ایجاز، با ایجازتر

چشم در چشمت نشستم، حیرتم از هوش رفت
چشم وا کردم به چشم اندازی از این بازتر

از شب جادو عبورم دادی و، دیدم نبود -
جادویی از سِحر چشمان تو پُر اعجازتر

آن که چشمان مرا تَر کرد، اندوه ِ تو بود
گر چه چشم عاشقان بوده ست از آغاز، تَر

علیرضا قزوه

پیدا تری ز خورشید، ای ماه بی نشانم
تا از تو می سرایم، گُل می شود دهانم

معنای آدمیت، فهم شکفتن توست
اردیبهشت محزون! حوّای مهربانم!

فوّاره ی خروشی، ای آه سرمه ای رنگ!
با روزه ی سکوتت، آتش مزن به جانم

با ابرها بگویید، دستِ مرا بگیرند
از دودمانِ آهم، ماندن نمی توانم

بیرون شو ای همایون، از پشت پرده ی غیب
تا در سه گاهِ مستی، شوریده تر بخوانم


اللهم عجل لولیک الفرج

~ نوشته شده در پنجشنبه 1392/02/12 ~ ساعت 6:25 بعد از ظهر ~ توسط علی ~

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سر مستودع فیها بعدد ما احاط به علمک...

با عرض سلام و ادب

ولادت خجسه بزرگ بانوی بشریت حضرت صدیقه زهرا سلام الله علیها را به پیشگاه آقا ولی عصر(عج) تبریک و تهنیت عرض می نمایم

روز مادر و معلم را به تمامی عزیزان تبریک عرض نموده و سعادت دو دنیای شما را از حضرت احدیت خواستارم

بی شک هستند از دوستانی که در کسوت مادری و استادی و بر گردن ما حق دارند خاک پایتان تو تیای چشما این حقیر

روز مادر و معلم را نیز به مادر بهتر از جانم که کسوت استادی نیز بر گردن این حقیر دارند و نزدیک به پنجاه سال از عمر با عزت خود را صرف تعلیم و تربیت فرزندان این مرز و بوم نموده تبریک عرض می نمایم .

سایه ات مستدام مادر

بارش باران به گل بسیار باشد دیدنی
مادرم سیلی به گل زد دست من گل چیدنی

علتش پرسیدم از او گفت: ترسم بوی گل
از تو خوشبو تر شودهنگام گل بوئیدنی

گونه هایم نرمی آن اشک چشم احساس کرد
مادرم با گریه ی شوقش مرا بوسیدنی

غنچه در وقت شکفتن خوب و زیباتر شود
من هزاران غنچه دیدم مادرم خندیدنی

رقص گل با باد اگر آرامش آرد بهر دل
روح من آرام شد مژگان ا و رقصیدنی

مردم چشمش محبت را به رویم باز کرد
چشم خود زآن پس نمی بندم محبت دیدنی

لرزه بر کون و مکان افتد زدرد مادرم
وقت آن بیماریم مادر زغم لرزیدنی

رنج دنیا را به جانش می خرید او زان سبب
رنج دنیاییم شود قسمت زمن رنجیدنی

هرچه در دست ودلش می بوده بخشیدش به من
من چه دارم بهر او جز جان خود بخشیدنی

~ نوشته شده در دوشنبه 1392/02/09 ~ ساعت 6:25 بعد از ظهر ~ توسط علی ~

السلام علیک یا بقیه الله یا ولی عصر(عج) روحی فداک

بگذار تا به لهجه ی باران بخوانمت
مانند عشق از دل و از جان بخوانمت

تا کوهها صدای مرا منتشر کنند
همراه بادهای پریشان بخوانمت

چشمم سفید گشت و تو از ره نیامدی
یعقوب وار، یوسف کنعان بخوانمت

بگذار تا به یمن ظهورت، بهار محض
بر گوش شاخه های زمستان بخوانمت

آهنگ التهاب سراب است در دلم

بگذار تا به لهجه ی باران بخوانمت



در دفترم هزار معما نوشته ام
یعنی که باز نام شما را نوشته ام

خورشید پشت کوه! ببین دفتر مرا
امشب هزار مرتبه فردا نوشته ام

*****************

داشت رو زمین با انگشت چیزی می نوشت
رفتن جلو دیدن چندین متر صدها بار نوشته
حسیـــن......حسیـــن....حســـین......
طوریکه انگشتش زخم شده !
ازش پرسیدن:حاجی چکار میکنی ؟؟



گفت:

چون میسر نیست من را کام او ....... عشق بازی میکنم با نام او ......
(خاطره ای از شهید پازوکی)

~ نوشته شده در پنجشنبه 1392/02/05 ~ ساعت 6:25 بعد از ظهر ~ توسط علی ~

السلام علیک یا فاطمه ام البنین

http://yazeinab-ben.persiangig.com/image/omalbanin.jpg

بانو، بنی کلاب نه که خیل بنی بشر

بینا شده ز وسعت بینایی تواند

علم و ادب ، وقار و حیا، عزت و شرف

یک گوشه از تملک دارایی تواند

مردان مرد عرصه ایمان و اعتقاد

ریزه خوران سفره آقایی تواند

اولاد بوتراب که عشق مصورند

یکجمله بیقرار ز شیدایی تواند

ایوب های دهر همه صف کشیده اند

در حسرت نمی ز شکیبایی تواند

این چهار دسته گل که به دامن گرفته ای

پرورده رشادت زهرایی تواند

یک ماه و سه ستاره که خود فیض اکملند

محظوظ سفره های پذیرایی تواند

ام البنین ، بنین تو با آن همه مقام

مرهون التفات مسیحایی تواند

ای مادر چهار شهید بزرگوار

ایثار و عشق دو هدف غایی تواند

کرببلا نبوده ای اما خدا گواه

ابناء تو نشانه والایی تواند

التماس دعا

~ نوشته شده در چهارشنبه 1392/02/04 ~ ساعت 5:8 بعد از ظهر ~ توسط علی ~

السلام علیک یا بقیه الله یا ولی عصر(عج) روحی فداک

شرار آتش دوزخ به كام من بدهد كام


اگرنهم لب خود را به لعل ساغر ديگر

من ازغلامى كويت نهاده ام به سرم تاج

نمى نهم سر خودرا به خاك سرور ديگر

سر تو دارم اگر بر تنم بود هزار سر

بيفكنم به قدومت سرى پس ازسر ديگر

بناز, ناز تو نازم كه دل به ناز تو يازم

نمانده دل كه ببازم به ناز دلبر ديگر

قيامتى تو به قامت قيام كن تمام قد

كه باقيامت قدت چه جاى محشرديگر

تو بدرليله قدرى به آسمان محبت

كه مژده تو دهداخترى به اختر ديگر

زمانه برسرجنگ است اى بهارعدالت

طلوع كن كه ببيند زمانه حيدر ديگر


صمد علیزاده

اللهم عجل لولیک الفرج

التماس دعا

~ نوشته شده در پنجشنبه 1392/01/29 ~ ساعت 4:3 بعد از ظهر ~ توسط علی ~

ذکر (یونسیه _  نادعلی ، ...) در کلام آیت الله کشمیری(از عرفای معاصر)

سجده یونسیه 400 مرتبه، راهی بعد از این نیست به خدا


هر روز خواندن 1000 قل هو الله باعث تقرّب می شود.

خیلی مؤثر است


ذکر یونسیه بعد از نماز عشا تا آخر تاریکی شب اگر در سجده

با شرایطش همراه باشد، تجرّد برزخی می آورد


ذکر را با اخلاص گفتن مؤثّرتر است تا با قواعد انسان بخواهد

موکّلی را بیابد


استغفار برای ادای قرض خوب است


تجرّد با مداومت ذکر یونسیه حاصل می شود


من از ناد علی خیر زیاد دیدم


لا اله الا الله برای نفی خواطر بسیار نافع است


گفتن یک لا اله الا الله بهتر از دنیا و مافیها است


با اهل ذکر که یاد خدا می کنند، حتی از مذاهب دیگر،

ور نروید که اثر وضعی دارد


نباید بیشتر از دستور استاد ذکر گفت و تجاوز کرد


ذکر را با طرب باید گفت نه با کسالت


همه اذکار برای خود موکل دارند و موکلین ذاکر را کمک

و محافظت میکنند


ذکر قلبی توجه و اثرش بیشتر از ذکر لفظی است


همه اذکار، تروک در آنها دخیل است


ادمان ذکر یونسیه باعث باز شدن چشم برزخی می شود


اذکار و ادعیه با شرایط تأثیر دارد ولکن مراقبه از شرایط لازم

سلوک است و حرف اول را میزند


راه برای همگان باز است و راه گشایی با ذکر یونسیه بهتر است


ختم ذکر یونسیه ختم همه ی عرفاست


اهل ذکر از هر طائفه ای که باشند، نباید آنها را اذیت و آزار کرد

که اثر سوء دارد


تأثیر اذکار به کمالش که جمع شرایط را دارا باشد است.


اذکاری که تعدادش بسیار است، در زمانی شروع شود که

قمر زائدالنور باشد. مانند شبهای نیمه ی ماه


-شروع ذکر از اذان صبح به بعد برای کسانی که ابتدای کارشان

در سلوک است بهتر می باشد


ذکر هر وقت گفته شود خوب است


شرایط از زمان و مکان و اخلاص و مراقبه و مانند اینها جمع باشد

در کمال آن (ذکر) مؤثّر است


با مراقبه اثر اذکار زودتر ظاهر می شود


یاد خدا و ادعیه شفا بخش است


ذکر یونسیه برای دیدن حالات برزخی مؤثّر است


ذکر یونسیه برای تقویت نفس و قلب و مکاشفات خوب است


چیزی بهتر از ذکر یونسیه برای پیشرفت راه سراغ ندارم


ذکر یونسه برای رفع حجب و نورانیت مؤثّر است


تأثیر اذکار طبق روایات تا یک سال مثمر ثمر خواهد بود


در روز بیشتر مشغول ذکر هستم، اما اذکاری که می گویم

حروف شفاهی ندارد. قلبی به ذکر مشغول هستم


هیچوقت مزاحم اهل ذکر نشوید ولو در دین و مذهب و طریق

 دیگری باشند چون خداجویان همگی محترمند


زیارت عاشورا سنگین است و برای بعضی حوائج مادی چوب دارد


ذکر هو الحی برای تقویت روح و قلب خوب است


آثار اذکار با مناهی و گاهی با مکروهی از بین می رود


در همه ی اذکار، تروک در اکمال آن دخیل است


ذکر الله اسم ذاتی است که جامع صفات کمالیه و جمالیه می باشد


ذکر الله قلبی بی عدد گفته شود نافع است


وراد مختلف به خاطر موضوعات و اهداف مختلف گاهی

دفع می شوند


با مداومت بر سوره ی توحید یقین انسان زیاد می شود


در شبهای قدر 1000 مرتبه سوره قدر برای روحانیت و

معنویت خوب است


تهلیل (لا اله الا الله) برای درمان حدیث نفس خوب است



Css Template Preview


التماس دعا

~ نوشته شده در سه شنبه 1392/01/27 ~ ساعت 10:27 بعد از ظهر ~ توسط علی ~

السلام علیک یا فاطمه الزهرا سیده النساء العالمین سلام الله علیها
السلام علیک یا بقیه الله آجرک الله فی مصیبت امک

امشب، شب شهادت بزرگ بانوی بشریت است علی خون گریه می کند در فراغ مهربان همسرش

حسن و حسین و زینب سراغ مادر را از اسماء می گیرند و با شنیدن فراغ در بهت رفتن مادر مانده اند

آسمان و زمین بغضی جانگداز در خود نهفته است کانه در اجازه و اشارتی از حضرت حق هستند تا در این مصیبت پراکنده گردند.

*************


دوستان امروز صبح به برکت حضرت زهرا سلام الله علیها روزیم شد مطلب بسیار تامل برانگیزی که دلم نیامد برایتان نیاورم استفاده کردید دعا بفرمائید عاقبت بخیری ما را

مطلبی دیدم از حضرت علامه امینی صاحب کتاب الغدیر(یکصد و ده جلد کتاب در اثبات ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام با استفاده از روایات اهل تسنن)

ایشان را وهابیت عربستان دعوت می کنند ولی ایشان دعوت را رد می کند ولی با اصرار جناب علامه به شرطی این دعوت را می پذیرد که بحثی و سخنی نباشد چرا که ایشان تمام صحبت خود را مکتوب در کتبشان آورده اند.

در هر حال ایشان دعوت را می پذیرند و در ضیافت شام از طرف ایشان شرکت می کند در مجلسی که هشتاد حافظ و راوی حدیث شرکت داشتند در این مجلس عرض می شود که تبرکا هر کس حدیثی را بگوید

تا نوبت جناب علامه می شود که ایشان می فرماید به شرطی حدیثی می گویم که در مورد صحت سند آن اظهار نظر کنید حضار قبول می کنند علامه چنین می گوید.

پیامبر اکرم -صلی الله علیه و آله- فرمود: «من مات ولم یعرف امام زمانه مات میتة الجاهلیة؛ هر کس بمیرد و امام زمان خویش را نشناسد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته است.» این حدیث بخوبی می رساند که اگر کسی امام زمان خود را نشناسد، در واقع دینی برای او ثابت نیست.

حافظان حدیث حاضر در مجلس همگی این روایت و حدیث را تائید می کنند و از ایشان جناب علامه در صحت آن اعتراف می گیرد

بعد ایشان می فرماید یک سوال دارم از شما

آیا خانم فاطمه الزهرا امام خود را می شناخت یا نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟
امام زمان او کی بود؟

در این یک خط دنیایی حرف نهفته دوستان

اگر نمی شناخت نعوذ بالله یعنی حضرت فاطمه بی دین از دنیا رفته است

و اگر که می شناخت شما خودتان قضاوت کنید علی امام اوست یا ابابکر که صحیح بخاری مشهورترین راوی اهل تسنن می گوید که زهرا در حالی از دنیا رفت که غضبناک بود بر ایشان آیا انسان نسبت به امام خود غضبناک خواهد بود!!

در این زمان همه حضار در مجلس سرهایشان را پائین می اندازند و یکی یکی مجلس را ترک می کنند

افسران - والله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود                    آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست


گریه کن گریه عزیزم که سبکتر بشوی

وقت آن نیست که اینگونه کبوتر بشوی

همسر تازه جوانم نکند خسته شدی

نکند باعث تنهایی حیدر بشوی

قول دادم که حواسم به حسین ات باشد

پس نبینم که دگر فاطمه مضطر بشوی

کاش می شد گل یاسم که بخندی از نو

کاش می شد بشکوفی و معطر بشوی

می کشی شوهر خود را زخجالت گر تو

چهره نیلوفری دیدار پیمبر بشوی

راستی خانه ی ما را چه کسی آتش زد ؟

ای گل من چه کسی خواست که پرپر بشوی ؟

بغض خود را بٍشکن چونکه علی مایل نیست

با غم و غصه در این خانه به آخر برسی

ای که با خنده تو بیگانه شدی پس بانو

گریه کن گریه عزیزم که سبکتر بشوی

یاسرمسافر


التماس دعا


~ نوشته شده در شنبه 1392/01/24 ~ ساعت 4:4 بعد از ظهر ~ توسط علی ~


السلام علیک یا جده سادات یا زهرا سلام الله علیها
السلام علیک یا بقیه الله آجرک الله فی مصیبت امک

دارد دل و دین می برد از شهر شمیمی
افتاده نخ چادر او دست نسیمی

تسبیح دلم پاره شد آن دم که شنیدم
با دست خودش داده اناری به یتیمی

حتی اثر وضعی تسبیح و دعا را
بخشیده به همسایه، چه قران کریمی

در خانهء زهرا همه معراج نشینند
آنجا که به جز چادر او نیست گلیمی

ای کاش در این بیت بسوزم که شنیدم
می سوخت حریم دل مولا چه حریمی

آتش مزن آتش در و دیوار دلش را
جز فاطمه در قلب علی نیست مقیمی

حالا نکند پنجره را وا بگذاریم
پرپر شود آن لاله زخمی به نسیمی

التماس دعا

~ نوشته شده در پنجشنبه 1392/01/22 ~ ساعت 2:16 بعد از ظهر ~ توسط علی ~

السلام علیک یا جده سادات سلام الله علیها

* اسامی مهاجمان به خانه حضرت زهرا(س)
 
۱- خلیفه اول، وی موقع مرگ خود از این تهاجم اظهار تأسف می‌کرد، بنابراین معلوم می‌شود به دستور او انجام شده است.(شرح نهج البلاغه ابن ابی‌الحدید، جلد ۶، صفحه ۵۱).
۲- خلیفه دوم (تاریخ طبری، جلد ۲، صفحه ۴۳۳ و کنزالعمال جلد ۵، صفحه ۶۵۱).
۳- اسید بن حضیر ( الامامة و السیاسه جلد ۱، صفحه ۱۱) نام وی را برخی اسید بن حصین گفته‌اند. (احقاق الحق، جلد ۲، صفحه ۳۷۰).
۴- سلمة بن سلامة (شرح نهج البلاغه، جلد ۶ ، صفحه ۴۷)
۵- ثابت بن قیس خزرجی (همان مدرک)
۶- خالد بن ولید (همان مدرک).
۷- محمد بن مسلمة (همان مدرک، صفحه ۴۸).
۸- بشیر بن سعد (احتجاج، جلد ۱، صفحه ۴۱۴ و اختصاص مفید، صفحه ۱۸۵).
۹- مغیرة بن شعبه (همان مدرک).
۱۰- ابوعبیدة بن جراح (اختصاص مفید، صفحه ۱۸۵)
۱۱- سالم مولی ابی حذیفه (همان مدرک)
۱۲- معاذ بن جبل (الوافی بالوفیات، جلد ۶ صفحه ۱۷. ملل و نحل، جلد ۱ صفحه ۵. الامامة و السیاسة، جلد ۱ صفحه ۱۲).
۱۳- قنفذ (همان مدرک)
۱۴- عثمان (اختصاص مفید، صفحات ۱۸۴ و ۱۸۷)
۱۵- عبدالرحمن بن عوف (شرح نهج البلاغه، جلد ۶، صفحه ۶۸. البدایه و النهایه، جلد ۵ ، صفحه ۲۵۰. سیر اعلام النبلاء، صفحه ۲۶)
۱۶- زیاد بن لبید (شرح نهج البلاغه، جلد ۶، صفحه ۶۸)
۱۷- معاویه بن ابی‌سفیان (وقعه صفین، صفحه ۱۶۳)
۱۸- عمروبن عاص (همان مدرک).
۱۹- زید بن اسلم (احقاق الحق، جلد ۲، صفحه ۳۷۰).
 
اینان کسانی هستند که نام خود را بر پیشانی تاریخ به عنوان «مهاجمان و آتش زنندگان به خانه وحی» ثبت کردند


این روزا یادآور فریاد در و دیواره- مداحی هلالی

 وقتی سرت را روی بالش می گذاری

آن قدر می ترسم که دیگر بر نداری

تو آفتاب روشنی در خانه ی ما

تو آفتاب روشنی هر چند تاری

فردا کنار سفره با هم می نشینیم

امروز را مادر اگر طاقت بیاری

تو آن چنان فرقی نکردی غیر از این که

آیینه بودی و شدی آیینه کاری

آلاله می کاری و باران می رسانی

چه بستر پر لاله ای؟ چه کشت و کاری

آن قدر تمرین می کنی با دست هایت

تا شانه را یک مرتبه بالا بیاری

بگذار گیسویم به حال خویش باشد

اصلاً بیا و فرض کن دختر نداری

استاد علی اکبر لطیفیان
التماس دعا

~ نوشته شده در سه شنبه 1392/01/20 ~ ساعت 9:13 بعد از ظهر ~ توسط علی ~

السلام علیک یا سیده النساء یا زهرا سلام الله علیها

السلام علیک یا بقیه الله یا ولی عصر(عج) روحی فداک


بانو سه ماه منتظر این دقیقه ام

مشغول کار خانه شدی! خوش سلیقه ام !؟

زهرا مرا چه قدر بدهکار می کنی!؟

داری برای دل خوشی ام کار می کنی؟

دراین سه ماه، آب شدم ، امتحان شدم

با هر صدای سرفه ی تو نصفه جان شدم

با دیدنت، نگاه مرا سیل غم گرفت

با اولین تبسم تو، گریه ام گرفت

این بوی نان داغ به من جانِ تازه داد

حتی به پلک های حسن، جان تازه داد

زحمت نکش! هنوز سرت درد می کند

باید کمک کنم، کمرت درد می کند

آیینه ی پراز ترکم، احتیاط کن!

فکری به حال و روز بدِ کائنات کن

تا کهنه زخم بازوی تان تیر می کشد

دستاس خانه، آه نفس گیر می کشد

ازدست تو، به آه شکایت بیاورم

نگذاشتی طبیب برایت بیاورم

با اینکه اهلِ صحبت بی پرده نیستم

راضی به رنج دستِ ورم کرده نیستم

پوسترهای ایام فاطمیه و شهادت حضرت زهرا(س) : www.irpatog.com

جارونکش! که فاطمه جان درد می کشم

دارم شبیه پهلوی تان درد می کشم

جارو نکش! که عطربهشت ست می بری

رویِ مرا زمین نزن این روز آخری

باغ بدون غنچه و گل دلنواز نیست

ویرانه را به خانه تکانی نیاز نیست

گیرم که گرد گیری امروز هم گذشت...

فصل بهار آمد و این سوز هم گذشت...

آشفته خانه ی جگرم را چه می کنی !؟

خاکی که ریخته به سرم را چه می کنی!؟

زهرا به جای نان، غم ما را درست کن

حلوای ختم شیرخدا را درست کن

مبهوت و مات ماندم از این مِهر مادری!

دست شکسته جانب دستاس می بری!؟

جانِ علی بگو که تو با این همه تبت !

شانه زدی چگونه به گیسوی زینبت!؟

شُستی تن حسین و حسن با کدام دست !؟

آماده کرده ای تو کفن با کدام دست !؟

حرف از کفن شد و جگرت سوخت فاطمه

ازتشنگی لبِ پسرت سوخت فاطمه

حرف از کفن شد و کفنت ناله زد حسین

خونابه های پیرهنت ناله زد حسین

~ نوشته شده در دوشنبه 1392/01/19 ~ ساعت 3:30 بعد از ظهر ~ توسط علی ~



«اللهمَ ارنی الطّلعة الرّشیدة و الغرّة الحمیده و الکحل ناظری بنظرةٍ منّی الیه و عجّل الله فرجه وسهل مخرجه و اوسع منهجه و آسلُک بی محجة و انفذ امره و آشدد أزره»

خدایا آن جمال با رشادت و آن رخسار روشن جبین ستوده را نشانم ده و تماشای او را سرمه چشمم کن، فرجش را تعجیل، آمدنش را آسان و راهش را گشاده کن و مرا رهروی این راه گردان، امرش را نافذ و پشتش را (به نیروی خویش) محکم گردان.


با عرض سلام و ادب

دوستان عازم کربلای معلی هستم و دعاگوی شما عزیزان

حلال کنید.

دعا کنید در این ایام شهید راه مادر شویم
یا سیدالشهداء(ع)

یادم آمد شب بی‌چتر و کلاهی که به بارانی مرطوب خیابان زدم، آهسته و گفتم چه هوایی است خدایی، من و آغوش رهایی سپس آنقدر دویدم طرف فاصله تا از نفس افتاد نگاهم به نگاهی، دلم آرام شد آنگونه که هر قطره باران غزلی بود نوازش‌گر احساس که می‌گفت فلانی! چه بخواهی چه نخواهی به سفر می‌روی امشب، چمدانت پر باران شده پیراهنی از ابر به تن کن و بیا!
پس سفر آغاز شد و نوبت پرواز شد و راه نفس باز شد و قافیه‌ها از قفس حنجره آزاد و رها در منِ شاعر، منِ بی‌تاب‌تر از مرغ مهاجر به کجا می‌روم اقلیم به اقلیم؛ خدا هم سفرم بود و جهان زیر پرم بود سراسر که سر راه به ناگاه مرا تیشه فرهاد صدا زد: نفسی صبر کن ای مرد مسافر! قسمت می‌دهم ای دوست! سلام من دلخسته مجنون شده را نیز به شیرین غزل‌های خداوند، به معشوق دو عالم برسان.
باز دل شور زد آخر به کجا می‌روی ای دل؟ که چنین مست و رها می‌روی ای دل؛ مگر امشب به تماشای خدا می‌روی ای دل؟ نکند باز به آن وادی... مشغول همین فکر و خیالات پر از لذت و پر جاذبه بودم که مشام دل من پر شد از آن عطر غریبی که نوشتند کمی قبل اذان سحر جمعه پراکنده در آن دشت خدایی است.
چشم وا کردم و خود را وسط صحن و سرا، عرش خدا، کرب و بلا، مست و رها در دل آیینه جدا از غم دیرینه ولی دست به سینه، یله دیدم من سر تا به قدم محو حرم بال ملک دور و برم، یک سره مبهوت به لاهوت رسیدم؛ چه بگویم که چه دیدم که دل از خویش بریدم، به خدا رفت قرارم، نه به توصیف چنین منظره‌ای واژه ندارم. سپس آهسته نشستم و نوشتم (فقط ای اشک امانم بده تا سجده شکری بگذارم) که به ناگاه نسیم سحری از سر گلدسته باران و اذان آمد و یک گوشه از آن پرده‌در شور عراقی و حجازی به هم آمیخته را پس زد و چشم دلم افتاد به اعجاز خداوند به شش گوشه معشوق؛ خدایا تو بگو این منم آیا که سرا پا شده‌ام محو تمنا و تماشا فقط این را بنویسید رسیده است لب تشنه به دریا؛ دلم آزاد شد از همهمه دور از همه مدهوش غم و غصه فراموش در آغوش ضریح پسر فاطمه آرام سر انجام گرفتم.


التماس دعا


~ نوشته شده در پنجشنبه 1392/01/08 ~ ساعت 0:47 قبل از ظهر ~ توسط علی ~

السلام علیک یا صدیقه کبری یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها


به روایتی امشب شب شهادت جده سادات است و آغاز فاطمیه

امان از دل حیدر امان از دل حیدر


امشب به نخل آرزویم برگ پیداست

بر چهره زردم نشان مرگ پیداست

امشب مرا در بستر خود واگذارید

بیمار بیت وحى را، تنها گذارید

دوران هجرم رو به اتمامست امشب

خورشید عمرم بر لب بامست امشب

چون روز آخر بود، كارِ خانه كردم

گیسوى فرزندان خود را شانه كردم

دیدى چه حالى در نمازم بود اَسما؟!

این آخرین راز و نیازم بود، اَسما!

آخر نگاه خویش را، سویم بیفكن

مى خوابم اینك، پرده بر رویم بیفكن

دیدى اگر خامش به بستر خفته ام من

راحت شدم، پیش پیمبر رفته ام من!

شب ها برایم بزم اشك و غم بگیرید

در خانه آتش زده، ماتم بگیرید!

از من بگو با زینب آزاده من

برچیده نگذارد شود سجّاده من

من رفتم امّا، یادگارم ـ زینب ـ این جاست

روح مناجات و دعایم، هر شب این جاست

~ نوشته شده در دوشنبه 1392/01/05 ~ ساعت 0:36 قبل از ظهر ~ توسط علی ~

السلام علیک یا ولی عصر(عج) روحی فداک

با عرض سلام و ادب خدمت تمامی دوستان و بزرگواران

سالی همراه با سلامتی، آرامش الهی و عاقبت بخیری برای همگی آرزو دارم


امسال حماسی حماسی هستیم
در مدرسه علی شناسی هستیم

ای فتنه گران خیال خامی نکنید
ما کارشناسان سیاسی هستیم

بر سفره نان خشک هم بنشینیم
پیروز نبرد اقتصادی هستیم

لبیک یا خامنه ای

~ نوشته شده در پنجشنبه 1392/01/01 ~ ساعت 1:17 بعد از ظهر ~ توسط علی ~

السلام علیک یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها

السلام علیک ولی عصر(عج) روحی فداک

عکس های زیبا از قرآن کریم

آقا جانم...مولا!

هفت سین سفره ی شما چیست؟

سوز دل؟

سرمای غربت؟

سنگینی یک بغض؟


سیل اشک؟

سکوت ِ تلخ؟

سجاده و اشک؟

ساعتی که عقربه ندارد؟!

هفت سین ما که از قرار پر از سرور و سلامتی و ...است
اما...

نه!

باور کن...بدون تو هفت سین این دل جز سیل اشک،جز سوز دل...

اصلا بدون تو این دل سین ندارد...

همش بغض است و دلتنگی و آه و حسرت


~ نوشته شده در سه شنبه 1391/12/29 ~ ساعت 11:32 بعد از ظهر ~ توسط علی ~

   تاکنون لاجرعه از غم خورده ای

تاکنون سیلی محکم خورده ای


مـادرت را سـمـت خانه برده ای

گـوشـواره دانـه دانـه  بـرده ای


مجنون تر از مجنون . . .

دل سوخته فاطمیه ایم . . .

~ نوشته شده در شنبه 1391/12/19 ~ ساعت 4:46 بعد از ظهر ~ توسط علی ~


السلام علیک یا ولی عصر(عج) روحی فداک


ترسید «چراغ دوازدهم» را هم بشکنند…
جایش یک «شمع» داد تا ببیند چه می‌کنند با او…

پروانگی آموخته‌اند؟!…

 

~ نوشته شده در جمعه 1391/12/18 ~ ساعت 8:1 بعد از ظهر ~ توسط علی ~

با نگاهی بخر دل من و سر براهم كن

.

" حضـرت مـادر "

..



در ادامه مطلب شعری زیبا و با محتوا از استاد علی اکبر لطیفیان را مشاهده کنید.


ادامه مطلب
~ نوشته شده در جمعه 1391/12/11 ~ ساعت 8:30 بعد از ظهر ~ توسط علی ~

السلام علیک یا بقیه الله یا ولی عصر(عج) روحی فداک


من یک محجبه ام. لطفا مرا مسخره کنید.

چرا که نوح را مسخره کردند. (هود (11):38) موسی را مسخره کردند. (شعراء (26): 25) عاد را مسخره کردند. (احقاف (46): 26) و در یک کلمه مسخره شدن، تنها شکنجه ی مشترکی بود که همه ی پیامبران آن را تجربه کردند. (حجر (15):11) سخت ترین شکنجه ای که بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) وارد آمد. تا آن که خدا برای دلجویی رحمه للعالمین اینگونه فرمود: (اگر تو را استهزا کنند نگران نباش،) پیامبران پیش از تو را (نیز) استهزا کردند. (انعام(6):10 و رعد (13): 32 و انبیاء (21): 41). اما بدانید خداوند وعده داده است: از آنان روی گردان! ما شرّ مسخره کنندگان را از تو دفع خواهیم کرد. (حجر (15) :95) تا در روز قیامت بگویند: «افسوس بر من از کوتاهیهایی که در اطاعت فرمان خدا کردم و از مسخره‏ کنندگان (آیات او) بودم!» (زمر (39)
1_p_0010.jpg

اي گوهر آفرينش! زن چه نيکو مقامي دارد که فاطمه از افق او تجلي کرد و مريم و زينب از آسمان او درخشيدند و آسيه و خديجه از هستي او طلوع کردند . پس گوهر وجود خود را به صدف حجاب زينت بخش ، که حجاب اسلامي از جلوه هاي زيباي بندگي است .


کافیــــــست فقط به اشارت یک نسیـــــم
مـوجی بیــفتد در سیــــــاهی چـــادر تـو
آن وقت می بیــنی که فدای تو شدن
می شود آرزوی کسانی که چشم ندارند
خاکی شدن چادرت را ببینند...

[تصویر: 73517-406729119411050-1045661093-n.jpg]

خواهرم : از بی حجابی است اگر عمر گل کم است نهفته باش و همیشه گل باش.»

افسران - خواهرم : از بی حجابی است اگر عمر گل کم است نهفته باش و همیشه گل باش.» (شهید محمد کریم غفرانی)




ادامه مطلب
~ نوشته شده در چهارشنبه 1391/12/09 ~ ساعت 8:51 قبل از ظهر ~ توسط علی ~


السلام علیک یا فاطمه المعصومه(س)

سالروز وفات خانم را به تمام محبان ایشان تسلیت و تعزیت عرض می کنم


مرغ دلم راهی قم می شود
در حرم امن تو گم می شود

عمه سادات سلام علیک
روح عبادات سلام علیک

كوثر نوری به كوير قمی
آب حيات دل اين مردمی

عمه سادات بگو كيستی؟
فاطمه يا زينب ثانيستی؟

از سفر كرب و بلا آمدی؟
يا كه به دنبال رضا آمدی؟

من چه كنم شعله داغ تو را
درد و غم شاهچراغ تو را

کاش شبی مست حضورم كنی
باخبر از وقت ظهورم كنی

~ نوشته شده در چهارشنبه 1391/12/02 ~ ساعت 3:6 بعد از ظهر ~ توسط علی ~


السلام علیک یا بقیه الله الاعظم یا ولی عصر(عج) روحی فداک


 

از تو یک عمر شنیدیم و ندیدیم تو را
به وصالت نـرسیدیم و ندیدیم تو را

روزی مـا فـقـرا شـربـت وصل تو نبـود
زهر هجر تو چشیدیم و ندیدیم تو را

مگر ایام کهن سالی ما جلوه کنی!
در جوانی که دویدیم و ندیدیم تو را

چه قدَر نذر ِتو کردیم و خبر از تو نشد
چه قدر شمع خریدیم و ندیدیم تو را

گاهی اندازه ی یک پرده فقط فاصله بود
پرده را نیز کشیدیم و ندیدیم تو را

سعی کردیم تو را خواب ببینیم شبی
سحر از خواب پریدیم و ندیدیم تو را

مدتی در پی تو رند و نظر باز شدیم
همه را غیر تو دیدیم و ندیدیم تو را

فکر کردیم که مشکل سر دلبستگی است
از همه جز تو بریدیم و ندیدیم تو را

لا اقل کاش دم خیمه ی تو جان بدهیم
تا بگوییم : رسیدیم و ندیدیم تو را ...

 کاظم بهمنی

التماس دعا

~ نوشته شده در یکشنبه 1391/11/29 ~ ساعت 6:31 بعد از ظهر ~ توسط علی ~

السلام علیک یا فاطمه الزهراء(س)


در دایرۀ اهل نظر، می گردم

گر کعبه تویی شب و ‌سحر می گردم

در ‌حسر‌ت ‌یک ‌بو‌سه ‌به ‌قبر‌ت ‌هر ‌شب

مانند نسیم در به در می گردم


~ نوشته شده در چهارشنبه 1391/11/25 ~ ساعت 9:16 بعد از ظهر ~ توسط علی ~


السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا علیه آلاف تهیه و الثناء

السلام علیک یا بقیه الله یا ولی عصر(عج) روحی فداک


سلام حضرت زیبا، خدای دلبرها

سلام حضرت خورشید ماه منظرها

سلام ساقی هشتم، میِ خراسانی 

سلام جوشش پیمانه‌ها و ساغرها

«هزار وعده‌ی خوبان یکی وفا نکند»

دلم گرفته از این گرگ‌ها، برادرها

دلم هوای حرم کرده یا علی مددی 

هوای ذکر پدرها و اشک مادرها

هوای دیدن فوّاره‌های گوهرشاد

زلال آینه‌ها و صفای مرمرها

صدای طبل و نقاره، اذان گلدسته 

هوای عطر خوشِ یاس و مشک و عنبرها

نمی‌شود که مرا پیش خود نگه داری؟

کنار گنبد زردت، میان کفترها


مگو که بی خردم هیچ کس نمی خردم

کرامت تو به بالای دست می بردم


گردِ ضریحت با من و گرد دلم با تو

بی تو دوباره این دلم گرد و غباری شد

التماس دعا

~ نوشته شده در یکشنبه 1391/11/22 ~ ساعت 8:57 قبل از ظهر ~ توسط علی ~


السلام علیک یا بقیه الله یا ولی عصر(عج) روحی فداک
با عرض سلام و ادب خدمت دوستان گرامی
قبلا عذرخواهی می کنم از طولانی بودن مطلب
 

مدتی است که می خواستم پستی را تحت عنوان رابطه محرم و نامحرم در دنیای مجازی بیاورم که امروز لازم دیدم که چنین پستی را بگذارم.

شاید خیلی از ما غافلیم نسبت به مطلب فوق لذا ابتدا مقدمه ای در این باب می آورم و در ادامه آیات و احادیثی در ارتباط رابطه محرم و نامحرم باشد که تلنگری گردد در وجود امثال این حقیر در ارتباط های مجازی خود. 

آدم‌ها توی کلماتشان حلول کرده‌اند.

کلمه‌ها احساس دارند، شادند، غمگین‌اند.
زندگی مجازی، بسیاری از مرزهای زندگی واقعی را شکست، به بهانه‌ی این‌که کسی آدم‌های پشت این کلمات را نمی‌بیند.

اما واقعیت چیز دیگری است. زندگی مجازی دیگر مجازی نیست. پشت همه‌ی کلماتی که نوشته می‌شود، آدمی نشسته است؛ مرد یا زن، دختر یا پسر.

ما در حال گذر هستیم.

آدم‌های در حال گذار، بیش‌ترین آسیب را خواهند دید.
حال با این توصیف اگر ارتباط میان دو نامحرم در دنیای مجازی به صورت صحیح نباشد چه آسیبهایی می تواند بزند به افراد به بنیان خانواده فعلی یا آینده ایشان
 

اگر کمی واقع بین باشیم می بینیم که دنیای مجازی و واقعی زیاد تفاوتی ندارند فقط همدیگر را نمی بینیم ولی آن احساس، درک، شعور همگی موجود است و چه بسا در دنیای مجازی قوی تر پس باید این ارتباط ها همانگونه که در دنیای واقعی مرسوم است در مجاز نیز رعایت گردد و به دور از صحبتهایی باشد که انسان را به ورطه گناه بیاندازد.

اینجا مساله دیگری هم هست و آن اینکه واقعا هدف از خلوت کردن با یک نامحرم در فضای مجازی چیست؟ 

که هر شخصی لازم این سوال را به خودش جواب بدهد. و ببیند اگر فرضا برای این کار مثبتی که ارتباط مجازی برقرار کرده و یا داره چت میکنه، اگر در شرایط کاملا یکسان فرد دیگری "همجنس" خودش هم بود، آیا برای او فرق میکرد یا خیر؟

نکته دیگر اینکه:
گاهی در شروع ارتباط با نامحرم (در محیط واقعی یا مجازی) هیچ قصد و احساس گناهی در میان نیست، ولی در ادامه با اینکه قصدی در ابتدا وجود نداشته، ناخوداگاه شرایط طوری می شود که موقعیت گناه پیش می آید. (در رفتار، انتخاب واژه ها، لحن گفتگو و...)
 

اینجا هم هر فردی باید به قول معروف کلاه خودش را قاضی کند و انسان بصیر با توجه به آگاهی و وظیفه ای که احساس می کند، به محض اینکه دید موقعیت داره به سمت گناه می رود، یا فضا را تغییر بده و ارتباط را سامان بدهد، و یا اگر می بیند از عهده او خارج هست، به طور کلی این نوع ارتباط را قطع نماید.


نکته مهم در این زمینه اینکه:

درسته که در محیط مجازی هیچ کسی نیست، ولی خداوند ناظر بر اعمال و رفتار و افکار ماست.


آقا امیرالمومنین علیه السلام چه زیبا به این موضوع اشاره کرده اند:

اتقوا معاصی الله فی الخلوات، فان الشاهد هو الحاکم

حتی در خلوت ها هم از نافرمانی و معصیت خداوند پرهیز کنید، چرا همان کسی که الان شاهد هست، روز قیامت حاکم و قضاوت کننده خواهد بود.

(نهج البلاغه، حكمت 324)


و البته در این دنیا مهم ترین قاضی خود انسان هست. چون (صرف نظر از خداوند متعال) تنها خود اوست که می داند در ذهنش چه می گذرد و چه قصدی دارد.


همانطور که در سوره مبارکه قیامه آیه 14 می فرماید:

بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ
بلکه انسان خودش از وضع خود آگاه است


البته گاهی ما می دانیم فلان کار حرام است و باید ترک شود و یا فلان وظیفه بر ما واجب هست و لازمه انجام بدیم، اما برای خودمون توجیه درست می کنیم که الان اینطور نیست و هکذا...


همانطوری که خداوند متعال در آیه 15 سوره مبارکه قیامه می فرماید:

وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِیرَهُ
هر چند (در ظاهر) برای خود عذرهایی بتراشد!

سوال: شک داریم این ارتباط از کدام قسم هست؟

اینجا (به قول خودمونی) طرف باید به خودش رجوع کنه. چون هر کسی رو بشه گول زد و براش توجیه آورد، آدم خودش و خدا رو هیچ وقت نمی تونه گول بزنه.
اگر فردی حس کرد در ارتباط با نامحرم نوع الفاظ، بیان این الفاظ، فضای حاکم بر جلسه، و... طوری هست که زمینه فساد و گناه و حرام رو داره، اینجا اگر میخواد عامل به مسائل شرعی باشه، لازمه که از این محیط کناره گیری کنه.


نکته دیگر اینکه: گاهی ما اصلا هیچ قصدی بر این نوع ارتباط نداریم، ولی حس می کنیم که طرف مقابل اینگونه نیست و دید دیگه ای به این ارتباط داره. طوری که ممکنه ما رو هم به ورطه گناه بکشونه. در این حالت نیز (در صورت امکان) وظیفه ترک یا اگر ممکن نیست، کم کردن ارتباط هست.


نکته آخر اینکه: هیچ وقت به خودمون خیلی مطمئن نباشیم که: ما؟ اصلا! ابدا...!! امکان نداره!

شیطان قوی هست و در کمین، قرار هم نیست فقط سراغ انسان های ضعیف النفس بره، بلکه قسم یاد کرده تا جایی که می تونه در زمان ها و مکان های مختلف، از هر سو و با هر وسیله ای انسان رو وسوسه کنه تا از مسیر حق منحرف بشه.

این وسوسه های شیطانی گاهی اینقدر خفیف و ناپیداست که حتی زرنگ ترین و عابدترین انسان ها نیز ممکنه متوجه نباشند.

پس باید به خدا پناه برد و در مسائل شبهه ناک حتی الامکان مسیر مطمئن را در پیش گرفت.
---------------------

(وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ - بقره، 168)

بررسی و ریشه یابی بسیاری از گناهان و جنایات که هر روز در جوامع مختلف رخ می دهد نیز نشان دهنده همین موضوع است که از مسائل ناچیز و عادی آغاز شده اند.



به عبارت دیگر: همیشه پیش گیری راحت تر از درمان است.


  پس بهتر است از شوخی با نامحرم اگر چه رکیک هم نباشد اجتناب کرد.


*********************************
نتیجه اینکه با تمام این صحبتها باید به درون خود بنگریم ببینیم نیتهایمان چیست البته با رعایت خیلی از جوانب که عرض شد.

والسلام علی من اتبع الهدی
التماس دعا

~ نوشته شده در پنجشنبه 1391/11/12 ~ ساعت 11:8 قبل از ظهر ~ توسط علی ~

السلام علیک یا رسول الله(ص) روحی فداک
السلام علیک یا بقیه الله(عج)

هر دل که تویی در آن،مقدس باشد

بیچاره دلی که سرد و نارس باشد

در اوج جوانی ام به قول سعدی:

"عشق تو و خاندانتان بس باشد"*

عارفه دهقانی


***********************************


امروز قلب عالم و آدم حرای توست

این کوه نور شاهد حرف خدای توست

مکه دگر برای بزرگیت کوچک است

فریاد کن رسول که دنیا برای توست

اقرأ باسم ربّک یا ایها الرسول

قران بخوان امین که همین آشنای توست

لات و هبل برای تو تعظیم کرده اند

وقتی که قلب سنگی عُزی فدای توست

خورشید و ماه بین دو دست تو دل خوشند

یعنی تمام تکیه عالم عصای توست

بعد از هزار سال دگر می شناسمت

وقتی که جای جای دلم رد پای توست

فریادتان تمام زمین را گرفته است

امروز هر چه می شنوم از صدای توست


شرح رسالت نبی اکرم(ص) در ادامه مطلب بفرمائید

التماس دعا


ادامه مطلب
~ نوشته شده در یکشنبه 1391/11/08 ~ ساعت 3:37 بعد از ظهر ~ توسط علی ~

السلام علیک یا سید الشهداء(ع)
السلام علیک یا بقیه الله(عج) روحی فداک

به یاد بچه های کربلای 5 یادشون بخیر

آن هايي که يادشان مانده است، مي دانند مثل اين روزها در سال ۱۳۶۵ در شلمچه کربلا بود به حرمت غيرت بچه هايي که در عمليات کربلاي۵، تسمه از گرده دشمن بعثي مي کشيدند، کربلا بود به حرمت زلال ترين خون هاي قرن بيستم که در امتداد عاشورا بر زمين مي ريخت و کربلا بود به حرمت اقتداي پاک ترين فرزندان روح ا... به سيدالشهدا(ع) از آن حماسه ۲۶ سال مي گذرد اگر خيلي ها فراموش کرده اند، بعضي ها هم به ياد دارند آن روزها را، اين درست که کربلاي۵، نوزدهم دي ماه آغاز شد اما تا واپسين روزهاي سال، شب و روز در چند مرحله ادامه داشت تا ماشين جنگي شرقي و غربي صدام به گل بنشيند و نشست. 




«هي مرد!/ جبهه را يادت هست/ و جنگ را/شلمچه را/کربلاي۵را/ رمز يا زهرا(س) را/ صفير ترکش ها را/که دنده هامان را خرد مي کرد/و تيرهاي مستقيم تانک/که گل ها را پرپر مي کرد/کربلاي۵ يادت هست/و غواصاني که به قصد نيامدن به آب مي زدند/... هي مرد!/ برخيز/ دير شده است/ خدا منتظر ماست/ براي انشاي امروز/ديروز وقت داده بودند /فردا حساب داريم/يادت باشد/دو دو تا پنج نمي شود/... سيدحسين احمدي هم به ياد شهداي کربلاي۵ نوشت؛«وقتي دنيا مشتش را باز کرد، شهدا گل بودند، ما پوچ... خدا آن ها را برد و زمان ما را...» راست مي گويد سيد، زمان ما را برد به وادي غفلت و... خدا کند به حرمت شهدا، خدا خودش بيايد و ما را هم ببرد، خدا کند... يکي را هم «منصوب» فرستاده بود که رشک قلم هنرمندش به برکت سيماي مبارک شهدا بر ديوارهاي شهر است، او براي آغاز عمليات نوشته است اما من آخر مطلب آوردم تا يادمان بماند عاشورا هر روز بايد براي ما تکرار شود؛ «لحظاتي ديگر رمز يا فاطمة الزهرا(س) عمليات کربلاي۵ از بي سيم ها اعلام مي شود.

http://www.mehrnews.com/mehr_media/image/2006/01/171559_orig.jpg

الان بچه هاي گردان تخريب دارند معبر مي زنند. آرام باش و توي صورت قشنگ بچه ها نگاه کن، تماشا کن آيات خدا را. شايد تا لحظاتي ديگر، آن ها را نبيني... شادي روح همه شهدا، صلوات»... راست مي گفت، کاش نگاه مي کرديم. کاش آيات خداوند را که در چهره خاکي اما خداباور بچه هاي کربلاي۵ متجلي شده بود سير نگاه مي کرديم تا ديگر با اين چشم ها گناه نمي کرديم.


کاش «حساب» را از شهدا ياد مي گرفتيم، تا يک روز، حاصل ضرب دو دو تا، را ۵، يک روز ۳ ، يک روز ۶ در نياوريم و نگذاريم بعضي ها، هزار دربياورند. کاش از شهدا ياد مي گرفتيم که بايد ذره اي شد در خاکريز انقلاب، نه اين که پشت انقلاب را خاکريز خود کرد، کاش ... بگذريم، کسي عصباني نشود، از اين حرف ها! ياد شهدا بخير...


اللهم ارزقنا شهادت فی سبیلک

~ نوشته شده در جمعه 1391/10/29 ~ ساعت 5:6 بعد از ظهر ~ توسط علی ~

السلام علیک یا خاتم النبیین محمد مصطفی(ص)
السلام علیک یا حسن ابن علی کریم اهل بیت(ع)
السلام علیک یا علی ا بن موسی الرضا(ع)

با عرض سلام و ادب


ایام رحلت جانگداز ختم المرسلین محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم، شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام و شهادت امام رئوف علی ابن موسی الرضا را به تمامی شیفتگان و عاشقان ایشان تسلیت و تعزیت عرض می نمایم و امیدورارم از پیروان راستین ایشان باشیم.


اشعار در ادامه مطلب بفرمائید

التماس دعا


ادامه مطلب
~ نوشته شده در پنجشنبه 1391/10/21 ~ ساعت 11:16 قبل از ظهر ~ توسط علی ~